در سالهای اخیر «فروپاشی طبقه متوسط» به یکی از تعابیر رایج برای توصیف تحولات اجتماعی و اقتصادی ایران تبدیل شده است. افزایش مستمر هزینه زندگی، کاهش قدرت خرید، دشوارتر شدن دسترسی به مسکن، نااطمینانی نسبت به آینده، کاهش امنیت شغلی و گسترش مهاجرت، این تصور را تقویت کرده است که طبقه متوسط ایران در حال از میان رفتن است. اما آیا از نظر جامعهشناختی میتوان از «فروپاشی» این طبقه سخن گفت؟
پاسخ به این پرسش به تعریفی که از طبقه متوسط ارائه میکنیم بستگی دارد. اگر طبقه متوسط را صرفاً با میزان درآمد و مصرف تعریف کنیم، میتوان از کوچکشدن یا فقیرشدن بخشهای مهمی از آن سخن گفت. اما اگر طبقه را مجموعهای از موقعیت اقتصادی، تحصیلات، مهارت، منزلت اجتماعی، سرمایه فرهنگی، شبکه روابط، شیوه زندگی، انتظارات و هویت اجتماعی بدانیم، مسئله پیچیدهتر میشود.
از این منظر شاید «فروپاشی» اصطلاح دقیقی نباشد. طبقات اجتماعی معمولاً ناگهان فرو نمیپاشند؛ ترکیب آنها تغییر میکند، برخی گروههایشان صعود و برخی سقوط میکنند، منابع قدرت آنها دگرگون میشود و مهمتر از همه، تواناییشان برای بازتولید موقعیت اجتماعی خود افزایش یا کاهش مییابد. بنابراین پرسش اساسی امروز جامعه ایران این نیست که آیا طبقه متوسط به معنای تحتاللفظی کلمه از میان رفته است، بلکه این است که آیا بخشهای مهمی از طبقه متوسط توان بازتولید موقعیت طبقاتی خود و انتقال آن به نسل بعد را از دست دادهاند؟
یکی از مشکلات بحث عمومی درباره طبقه متوسط در ایران آن است که این مفهوم غالباً با دهکهای درآمدی یکسان گرفته میشود. اقتصاددانان برای بررسی توزیع درآمد، مصرف و رفاه خانوارها بهدرستی از دهکها و صدکها استفاده میکنند. اما طبقه اجتماعی مفهومی گستردهتر است.
ممکن است یک معلم، روزنامهنگار، استاد دانشگاه، مهندس، کارمند، پزشک جوان یا هنرمند بر اثر تورم و کاهش درآمد واقعی از نظر درآمدی به دهک پایینتری سقوط کند، اما بلافاصله سرمایه فرهنگی، شبکه اجتماعی، انتظارات، شیوه زندگی و هویت طبقاتی خود را از دست نمیدهد. برعکس، ممکن است فردی از طریق تجارت، فعالیتهای غیررسمی، دارایی، رانت یا دسترسی به شبکههای قدرت به درآمد بسیار بالایی برسد، بدون آنکه الزاماً از حیث فرهنگی و منزلتی به گروهی که در جامعهشناسی کلاسیک «طبقه متوسط جدید» خوانده میشود تعلق داشته باشد.
برای فهم طبقه متوسط ایران، از این رو باید دستکم میان چند منبع تمایز قائل شد: سرمایه اقتصادی، سرمایه فرهنگی، سرمایه اجتماعی و منزلت اجتماعی. در جامعه امروز باید سرمایه دیجیتال را نیز به این مجموعه افزود؛ یعنی دسترسی به فناوری، اینترنت، اطلاعات، زبان، شبکههای فرامرزی و توانایی استفاده اقتصادی و حرفهای از آنها. مسئله طبقه متوسط ایران دقیقاً از آنجا آغاز میشود که رابطه میان این سرمایهها مختل شده است. فردی ممکن است تحصیلات دانشگاهی، مهارت تخصصی، آشنایی با جهان، سرمایه فرهنگی و حتی منزلت حرفهای داشته باشد، اما نتواند آنها را به درآمد متناسب، مسکن، امنیت اقتصادی و چشماندازی قابل پیشبینی برای آینده تبدیل کند.
منبع: https://news.tccim.ir

