فقر و امید؛ فرسایش طبقه متوسط و دگرگونی افق آینده در ایران

این مقاله به رابطه میان فرسایش اقتصادی طبقه متوسط و دگرگونی امید به آینده در ایران می‌پردازد. در اقتصادی با تورم مزمن، خانواده ممکن است همچنان از عهده نیازهای ضروری برآید اما قدرت خرید، امکان پس‌انداز، خرید مسکن، سرمایه‌گذاری در آموزش و توان برنامه‌ریزی برای آینده را به‌تدریج از دست بدهد. از این منظر، فقیرتر شدن پیش از آنکه با گرسنگی آغاز شود، می‌تواند با کاهش گزینه‌های زندگی آغاز شود.

داده‌های اقتصادی نشان می‌دهند که این مسئله در ایران جدی است. بر اساس برآورد بانک جهانی، در سال ۲۰۲۳ حدود ۲٫۵ درصد جمعیت ایران زیر خط فقر شدید جدید، یعنی درآمد ۳ دلار در روز بر مبنای PPP سال ۲۰۲۱، قرار داشته‌اند؛ اما با خط ۸٫۳۰ دلار، که برای کشورهای با درآمد متوسط بالا استفاده می‌شود، تصویر بسیار گسترده‌تری از فقر و آسیب‌پذیری به دست می‌آید. بانک جهانی در گزارش آوریل ۲۰۲۵ همچنین اعلام کرد بیش از یک‌سوم ایرانیان بر اساس خط ۶٫۸۵ دلار در روز بر مبنای PPP سال ۲۰۱۷ در فقر قرار داشته‌اند و پیش‌بینی کرد که با کاهش GDP سرانه، نرخ فقر در سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ به حدود ۲۰ درصد برسد.

فقر را با درآمد و در نتیجه مصرف پایین تعریف می‌کنیم، برای فهم تجربه طبقه متوسط، این تعریف کافی نیست. خانواده‌ای ممکن است هنوز بتواند خوراک، مسکن و هزینه‌های جاری را تأمین کند، اما دیگر نتواند خانه بخرد، پس‌انداز کند، سفر برود یا برای تحصیل و آینده فرزندانش با همان اطمینان گذشته برنامه‌ریزی کند. در چنین وضعیتی، فرد به فقر مطلق سقوط نکرده است، اما فقیرتر شده است.

امید خوش‌بینی نیست. چارلز اسنایدر، امید را به وجود هدف، توان تصور مسیر رسیدن به آن و احساس توانایی برای حرکت در آن مسیر وابسته می‌داند. بنابراین کسی که درآمد اندکی دارد، اما تصور می‌کند با تحصیل، کار بیشتر یا تغییر شغل می‌تواند وضعیتش را بهتر کند، ممکن است امیدوار باشد؛ در مقابل، فردی با درآمد بالاتر اگر آینده را بسته ببیند، ممکن است امید چندانی نداشته باشد. از این منظر، رابطه فقر و امید را نمی‌توان با فرمول ساده «فقر بیشتر – امید کمتر» توضیح داد. فقر زمانی برای امید خطرناک‌تر می‌شود که فاصله میان هدف و امکان رسیدن به آن را پیاپی بیشتر کند.

اگر فقر را کاهش قدرت خرید بدانیم، تورم مهم‌ترین سازوکار این کاهش در ایران است. تورم آینده را نیز نامطمئن می‌کند. وقتی خانوار نمی‌داند درآمدش شش ماه دیگر چه قدرت خریدی دارد، معمولاً کوتاه‌مدت و بد هزینه می‌کند. بنابراین تورم مزمن دو اثر دارد: قدرت خرید امروز را کاهش می‌دهد و قابلیت پیش‌بینی فردا را کاهش می‌دهد.

در نهایت، مسئله اصلی نه «مرگ امید»، بلکه دگرگونی افق امید است. ممکن است هدف همان باشد، اما فاصله با آن بیشتر شود؛ ممکن است امید به پیشرفت جای خود را به امید به حفظ موقعیت موجود بدهد و ممکن است آینده‌ای که زمانی ده یا بیست ساله تصور می‌شد، به «سال آینده» تقلیل پیدا کند. این تمایز برای فهم ایران امروز بسیار مهم است.

منبع: https://news.tccim.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

15 − 5 =

دکمه بازگشت به بالا